بررسي شكاف بين وضعيت موجود و مطلوب مديريت دانش در صنعت خودروي ايران
با توجه به شتاب تحولات، محيط رقابتي و عدم اطمينان محيطي در دنياي امروز، دانش، راهبرديترين منبع براي حفظ و تقويت مزيت رقابتي بهشمار ميرود و مديريت اثربخش دانش يكي از جديترين چالشهاي سازمانها است. مديريت دانش دارايي نهفته در ذهن افراد را به دارايي سازماني تبديل ميكند، بهطوري كه مجموعهي وسيعي از افرادي كه در تصميمگيريها دخيل هستند، به اين ثروت دسترسي داشته و بتوانند از آن استفاده كنند. اين مقاله بهدنبال بررسي شكاف بين وضعيت موجود و مطلوب مديريت دانش در صنعت خودروي كشور ايران است. بنابراين، پس از احصاي مؤلفههاي اصلي مديريت دانش از طريق بررسي ادبيات موضوع، ميزان توجه با اين مؤلفهها در دو وضعيت موجود و مطلوب صنعت خودرو و ميزان شكاف بين آنها مطالعه شده است. براي آزمون فرضيههاي پژوهش 120 نفر از طبقات مختلف كاركنان و مديران صنعت خودرو بهصورت نمونهگيري طبقهاي انتخاب شدند. نتايج تجزيه و تحليل اطلاعات بيانگر آن است كه بيشترين شكاف بين وضعيت مطلوب و موجود در بين مؤلفههاي مديريت دانش بهترتيب مربوط به ايجاد و كاربرد دانش است. در پايان پيشنهادهايي براي مديران و دستاندركاران صنعت خودرو ارايه شده است.